‹‹ فقط پیشنهاد ››

در این وبلاگ در موضوع های مختلف پیشنهاد های متعددی ارائه شده

شانزده پیشنهاد برای کسانی که از سوی دیگران مسخره می شوند
ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: مسخره شدن

شانزده پیشنهاد برای کسانی که از سوی دیگران مسخره می شوند


بسم الله الرحمن الرحیم

در مورد رفتار مسخره کنندگان با شما باید بدانید، وقتی کسی غیبت یا مسخره می‌کند یا به شخصی تهمت می زند از چند حال خارج نیست ؛
- یا نسبت به وی حسادت دارد یا بغض و کینه آنها در دلش می باشد یا اینکه متکبر است و... . به هر حال این رفتار زشت و بدی است که در مورد شما انجام گرفته است و شما به عنوان یک مسلمان که کتاب راهنمایش، قرآن شریف و الگوی رفتاریش سیره اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) است وظیفه ای دارید، آنهم دفع بدی با خوبی است.
اینجاست که طوفانی در وجودشان برپا می شود؛ وجدانشان تحت فشار شدیدی قرار می گیرد و بیدار می گردد، انقلابی در درون جانشان صورت می گیرد، شرمنده می شوند، احساس حقارت می کنند و برای طرف مقابل، عظمت قائل می شوند. اینجاست که کینه ها و عداوتها، با طوفانی از درون جان، برخاسته و جای آنرا محبت و صمیمیت می گیرد. (تفسیر نمونه / ج 20 / ص 280 و 281)
روش و سیره پیامبر اکرم و ائمه معصومین (علیهم السلام) نیز چنین بوده و حتی در اکثر موارد، با کفار و دشمنان اسلام – در خارج از میدان جنگ و جهاد – مهر عطوفت نشان می دادند.
داستان کافری که هر روزبر سر راه پیامبر (صل الله علیه و آله) می رفت و بر سر مبارک ایشان شکمبه گوسفند و خاکستر می ریخت، زبانزد دوستان و دشمنان اسلام قرار گرفت. قضیه امام حسن مجتبی (علیه السلام) با عربی که به ایشان ناسزا گفت و پس از سکوتش حضرت به آنها فرمود (مضمون کلام حضرت این بود که ) : اگر گرسنه ای، برهنه ای، جا و مکان نداری و...ما به تو غذا و پوشاک و مسکن می دهیم و... آن عرب فحاش به دست و پای امام افتاد و ... . البته لازم به ذکر است که اگر این عمل ما باعث سوء استفاده طرف مقابل گردد، از روش دیگری باید استفاده کنیم.
بنده در اینجا شانزده پیشنهاد به کسانیکه مورد تمسخر واقع می شن ارائه می کنم که امیدوارم مفید باشه
اول: اگر آنها از دوستانتان هستند، اولین کاری که می کنید این باشد که، زشتی عملی که آنها انجام داده را به رویشان نیاورید بلکه با تعریف از آنها نزد دیگران، محبت خویش را به ایشان برسانید و در عوض ظلمی که به شما شده، خوبیشان را نزد دیگران بیان و از آنها تعریف کنید. به احتمال زیاد، وقتی شما صبورانه به این کار خود ادامه دهید و با رفتار مهربانانه و دوستانه‌ای برخورد کنید، از کار خویش شرمگین شده و در نحوه رفتار با شما تجدید نظر خواهند کرد و چه بسا به فرموده قرآن کریم تبدیل به دوستی صمیمی برای شما گردند.
دوم: در صورتی که این روش، موثر واقع نشد – که بسیار کم اتفاق میافتد – بهتر است نزد آنها بروید و به صورت چهره به چهره، و با آرامش و مهربانی از آنها سوال کنید که آیا بهتر نیست اگر عیبی در شما می‌بینند آن را به خودتان بگویند؟ و اگر نیست، چرا نزد دیگران استهزا می‌کنند؟ اگر به همین صورت که عرض شد رفتار کنید به احتمال زیاد، آنها شرمنده خواهند شد و از شما عذر خواهی خواهند کرد، یا نهایتا به توجیه می پردازند، که همین نیز نشانه پشیمانی است.
سوم: در پایان نیز چه به توافق رسیدید چه نه، به آنها بگویید که شما را بخشیدم و دوست دارم ارتباط بهتری با شما داشته باشم. (البته اگر آنها ویژگی‌های دوست خوب را دارند وگرنه به آرامی و در طول زمان، از آنها جدا شوید. معیارهای دوست خوب را نیز می‌توانید از ما بخواهید.)
چهارم: بهترین روش رفتار با دیگران و جلب محبت را مى‏توان از کلام رسول ‏اکرم(ص) آموخت که فرمود: «هیچ یک از شما مؤمن نیست مگر اینکه براى دیگری آن را بخواهد که براى خود مى‏خواهد» (بحارالانوار، ج 71، ص 234) بنابراین اگر روشى را دوست دارید که مردم آنگونه با شما رفتار کنند، به همان روش با دیگران برخورد کنید. هر چه را براى دیگران پیشنهاد مى‏کنید همان بهترین روش است و شما نیز بر اساس آن با آنان رفتار کنید. زیرا انسان جز انتظار خوش رفتارى از مردم ندارد، کمترین اهانتى را از سوى آنان نمى‏پذیرد راضى نیست که کسى به آنها تهمت زند، و نمى‏پسندد که کسى از معایب آنها پیش دیگران سخن بگوید هر چند آن عیوب را واقعا داشته باشد.
پنجم: اگر خواستید شخصى را نسبت به موضوعى متقاعد سازید سعى نکنید پیرامون آنچه شما مى‏خواهید با آنها به جر و بحث بپردازید بلکه آن حال از خواسته خود کوتاه بیایید و خواسته آنها را در نظر بگیرید آنگاه نظر خودتان را مطرح کنید.
ششم: در روابط اجتماعى با دیگران سعى کنید از انتقاد، سرزنش و گلایه خوددارى کنید.
هفتم: سعى کنید نکات مثبت در رفتار و شخصیت دیگران را شناسایى کرده و آنها را به خاطر آن ویژگی ها و رفتارها، تحسین صادقانه داشته باشید نه آنکه روى نکات منفى وى انگشت گذاشته آنها را مذمت کنید.
هشتم: سعى کنید شنونده خوبى براى دیگران باشید و دیگران را تشویق کنید درباره خود با شما حرف بزنند.
نهم: به دیگران احترام بگذارید و کارى کنید که احساس کنند مهم و با ارزش هستند و این کار را صمیمانه انجام دهید.
دهم: در برخورد با دیگران با چهره‏اى گشاده و لبخند سخن را آغاز کنید.

یازدهم: هر چند اصول کلی معاشرت یکسان است ولی ویژگی های شخصیتی و حقوقی دیگران متفاوت است و باید متناسب با آن سطح، رفتار مناسب داشت.
دوازدهم: گاهی انسان بخاطر عدم رعایت حد و حدود شوخی و جدی و یا همه امور را به شوخی گرفته و یا حداقل در ظاهر و در ابتدای امر جدی نگرفتن موضوع و رفتار شوخ طبعی فرد، ممکن است باعث آن شود که دیگران تصویر جدی از فرد نداشته باشند و بی مهابا او را مسخره کنند و به خود اجازه دهند هرگونه که می‌خواهند با شخصیت آنها بازی کنند. بنابراین توصیه می شود با رعایت حدود شوخی و جدی خود را از این اتهام خارج کنید.

سیزدهم: عصبانی و پرخاشگر نشوید زیرا باعث عکس العمل منفی در طرف مقابل و تخریب شخصیت در نگاه دیگران می شود.
چهاردهم: سکوت و تحمل بیجا نداشته باشید و روحیه سلطه پذیری را از خود دور کنید زیرا نه تنها خودتان دچار رنجش درونی می شوید بلکه طرف مقابل را نسبت به رفتارش جسورتر می کنید.
پانزدهم: برای رسیدن به موفقت نهایی، صبور باشید، توکل داشته باشید و یاد ائمه (علیهم السلام) و توسل به ایشان را از یاد نبرید.
شانزدهم: به این آیه توجه کنید: «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً (فرقان63) و بندگان (واقعى خداى) رحمان کسانى‏اند که بر (روى) زمین با آرامش و فروتنى راه مى‏روند، و چون نادانان آنها را (به گفتار ناروا) طرف خطاب قرار دهند آنها سلام (سخنى مسالمت‏آمیز و دور از خشونت) گویند.»از جمله ویژگی‌های بندگان خاص خدا نداشتن کبر و غرور و خودخواهى است که در تمام اعمال انسان و حتى در کیفیت راه رفتن او آشکار مى‏شود زیرا ملکات اخلاقى همیشه خود را در لابلاى اعمال و گفتار و حرکات انسان نشان مى‏دهند، تا آنجا که از چگونگى راه رفتن یک انسان مى‏توان با دقت و موشکافى به قسمت قابل توجهى از اخلاق او پى‏برد.
در ادامه آیه دومین وصف آنها را، حلم و بردبارى بیان می‌کند؛ چنان که قرآن در ادامه همین آیه مى‏گوید:« و هنگامى که جاهلان آنها را مورد خطاب قرار مى‏دهند و به جهل و جدال و سخنان زشت مى‏پردازند در پاسخ آنها سلام مى‏گویند»
سلامى که نشانه بى اعتنایى توأم با بزرگوارى است، نه ناشى از ضعف، سلامى که دلیل عدم مقابله به مثل در برابر جاهلان و سبک مغزان است، سلام وداع گفتن با سخنان بى رویه آنها است، نه سلام تحیت که نشانه محبت و پیوند دوستى است، خلاصه سلامى که نشانه حلم و بردبارى و بزرگوارى است. این دستور نورانی راه روشنی در برخورد را این گونه افراد برای ما ترسیم می‌کند.

http://akhlagh.porsemani.ir/node/1235